نامه های عاشقانه

تولد وجودمه

 مجنون توام لیلی دلبند منی سمیرا جون

پس از عرض سلام چاكرانه به سويت مي كنم نامه روانه اميد وارم خدا يار تو باشد به هر جا

مي روي نگهدار تو باشد بگير از من گل ياد بودي كه تنها لايق ان تو بودي هزاران خواستند ان

را بگيرند ندادم چون عزيزترين تو بودي من در اين كلبه خوشم تو دران اوج كه هستي خوش

باش من به عشق تو خوشم تو به عشق من كه هستي خوش باش نشنو از ني ني حصيري بي

نواست بشنو از دل دل حريم كبرياست ني بسوزد خاك و خاكستر شود دل بسوزد خانه دلبر شود

مينويسم نامه رو با برگ چايي كه هر وقت ميخوري يادم بياري عابر شهر چشاتم دل من اهل

ريانيست اوني كه مثل تو باشه حتي توي قصه ها نيست اگر يادت كنم پروانه مي شم فراموشت

كنم ديوانه مي شم

مجنون توام لیلی دلبند منی سمیرا جون 

در حضور خارها هم می شود یك یاس بود در هیاهوی مترسك ها پر ازاحساس بود

میشود حتی برای دیدن پروانه ها شیشه های مات یك متروكه را الماس بود

دست در دست پرنده بال در بال نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود

كاش می شد حرفی از "كاش می شد"هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود... 

هميشه عاشق

تو غزل ترین نگاهی توی باغ عاشقانه دارم از تو زنده می شم اتفاق عاشقانه

منو حلقه کن تو دستت منو از تنت بیاویز نذار از سکه بیفتم بابت این دل نا چیز

زخمیم از شب حسرت نرسیدم به تماشا منو با خودت بیامرز تازه کن جان و به دریا

عطش جاده ی بوسه گر گرفته تا نگاهت لحظه بونتو می گیره خیره می مونه به راهت

ساکتم در شب بی تو پرم از هجوم فریاد حس بکر با تو بودن منو تا ستاره پر داد

خدايا گل من را در پناه خود نگهدار 

ای جان من

بيا اي مونس دل بي قرارم بيا پيمانه ام لبريز عشق است بيا در خواب نازم اي سمیراآنكه بينم روي ماهت به يادت لحظه ها را مي شمارم تو هستي محرم راز دل من
بيا اي مونس شب هاي تارم به عاشق كن نگاهي از سر شوق
كه از هجر رخ تو غمگسارم
 

تو فقط مال منی

تو فقط مال منی اینو خودت خوب میدونی با تو بودن آرزومه بگو با من میمونی

عشق تو واسه همیشه توی قلبم میمونه تا ابد برای من سرود مستی میخونه

تو نباشی واسه من زندگی معنا نداره دیگه هیچکس نمیتونه پا تو قلبم بذاره

آخ چی میشد که فقط یه شب کنارت بمونم بتونم فدات کنم جسم و تن و قلب و جونم

سر من رو شونت و دست تو هم بر سر من چشامون تو چشم هم دلت بلرزه واسه من

واسه هم حرف میزدیم تا عمر شب به سر بیاد دست به دست کنار هم تا وقتی خورشید در بیاد

سمیرا جون توچه معنی میدی؟

تو يعني مهربان با قاصدکها تو يعني رقص خوب شاپرکها

تو يعني يک بغل عطر اقاقي تو يعني مستي و محراب و ساقي

تو يعني هديه اي از بهترين يار تو يعني بوسه اي با تن تبدار

تو يعني گم شدن پيدا شدن باز تو يعني رفتن و شيدا شدن باز

تو يعني عشق و مستي شور هستي تو يعني قبله گاه و بت پرستي

تو يعني هر نفس هر جا که بودن به ياد عشق تو لبها گشودن

دل من

دوست دارم دوست دارم قدره جونم قدره چشام عشقه منی ماله منی بمون تو خلوت شبام

شبه من شبه عشق و شوره غصه ازاینجا دوره دله من داره می گه امشب زندگی با ما جوره

بهاره من کنارمی امشب فصله آغازه دله من مثله یک پرندست که تو اوج پروازه

با اون نگاه اول دل رو به تو سپردم تپش های قلبم رو تک به تک می شمردم

شب ما ای کاش سحر نشه می خوام با تو بمونم مهتاب بره خورشید بیاد میریم فصل ای جونم

من می شم قلب آسمون تو می شی مثله مهتاب در انتظارت می شینم هر شب بی تابه بی تاب

با اون نگاه اول دل رو به تو سپردم تپش های قلبم رو تک به تک می شمردم

امشب تو سفره خونه ستاره هارو چیدیم هر چی عشق توی دنیا بود برای هم خریدیم

شب عشق شد اسمه امشب مثله هزار و یک شب خورشید زنگ خونه رو زد پر زد از خونم

اون شب رسید وقته جدایی غریب شد آشنایی بیا مهتاب تو رویام عزیزه من کجایی
       

   دوست دارم دوست دارم عشقه منی ماله منی دوست دارم دوست دارم

دنیا در کنار تو

دنیا در کنار تو پر از آرامشه برای من هیچ زیبایی بدون تو وجود نخواهد داشت وقتی نگاهت می

کنم یا وقتی به صدات گوش می کنم جنبش عشقمون رو بیشتر از همیشه در درونم حس می کنم .

من همه ی این احساس با ارزشمو مدیون توام ....  

دلت شاد لبت خندان بماند برایت عمر جاویدان بماند خدا را میدهم سوگند بر عشق

هر آنخواهی برایت بماند بپایت ثروتی افزون بریزد که چشم دشمنت حیران بماند

تنت سالم سرایت سبزه باشد برایت زندگی آسان بماند تمام فصل سالت روز تولد باشد

چراغ خانه ات تابان باشد تولدت مبارك سميرا خانم

 

بينهايت دوستت دارم  

دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 |

Designed by m-them